|
|
|
|
|
دست و پایی می توان زد، بند اگر بر دست و پاست http://www.boraswar.blogfa.com http://www.boraswar.blogfa.com وقتی بهت گفتم : دلتنگ تو هستم ، به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی ! به چه دلخوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟ http://www.boraswar.blogfa.com جامه ای بافتم ، تار و پودش از عشق ، خواستم تا به تو هدیه کنم ، لیک دیدم که در آن گوشه باغ ، لاله ای پنهانی با نسیمی می گفت : جامه عشق برازنده هر قامت نیست . http://www.boraswar.blogfa.com هنوز اون روز فراموشم نمي شه که با دست قشنگت روي شيشه کشيدي عکس قلبي و نوشتي واسه امروز و فردا و هميشه |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 16:29 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مُردم به خدا از غم هجران و جدايي/ اي دلبر دور از نظرم پس تو کجايي http://www.boraswar.blogfa.com لحظه ها را نه یادگار ، بلکه ماندگار کنیم . . . http://www.boraswar.blogfa.com اشکاتو پاک کن همسفر ، گاهی باید بازی رو باخت اما اینو یادت باشه ، که باز میشه زندگی رو دوباره ساخت . . . http://www.boraswar.blogfa.com گاه گاهی به درد دل خود میخندم / خلق دارند تصور ، که دلی خوش دارم . . . http://www.boraswar.blogfa.com آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است یاد آر که محتاج دعایت هستم http://www.boraswar.blogfa.com درطلوع یک دوستی هرگز غروبی نیست پس زندگی کن برای کسی که دوستش داری |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 13:54 توسط
|
|
||